آنامیس
anamis
تو همون بودی که من خوابشو دیدم تو همونی که می خوام براش بمیرم تو همون فرشته ای از جنس ادم تو واسم نشونه از خدای عالم تو همونی که تو خنده هام شریکی توی دردوغصه هام واسم طبیبی تو همون رویای پاکی که توی شبهای من بود تو یه قطره از خدایی تو همون بودی و هستی که میخوام براش بمیرم از خدا خواستم همیشه پیش تو اروم بگیرم تو واسم دنیای عشقی تو تموم لحظه هامی تازه میشه روح و جونم وقتی که تو پا به پامی از خدا میخوام همیشه که کنار تو بمونم شمع باش پروانه میشم تا کنار تو بسوزم وقتی چشمات گریه میکرد ارزوم بود که بمیرم کاش بودم کنارت ای گل تا که دستاتو بگیرم تو یه قطره از خدایی
نوشته شده در شنبه 3 اسفند1387ساعت
13:7 توسط مجید و نسیبه| |
![]()
| قالب جدید وبلاگ پیچك دات نت |



